# گریه

تب رویات گیج خوابم کرد / و تو با گرگها شدی همدست

بین رویات ناگهان یک شب  توی خون درد و گریه گرگ شدم   تو سقوط مرا نفهمیدی باختم ؛باختم؛ بزرگ شدم   ........................... ممنون از حضورتان اتنا کوچکی ادامه مطلب
/ 0 نظر / 12 بازدید

ادمها بازنده به دنیا نمیان...ساخته می شن (عروس سیاه پوش)

بعد از  مدتها تصمیم گرفتم اثری را کامل در وبلاگ بگذارم. با احترام  تقدیمتان   در خوابهای منتظرم هر شب  می ترسم از عبور زمانهایی  که ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 10 بازدید