# گرگ_شدم

تب رویات گیج خوابم کرد / و تو با گرگها شدی همدست

بین رویات ناگهان یک شب  توی خون درد و گریه گرگ شدم   تو سقوط مرا نفهمیدی باختم ؛باختم؛ بزرگ شدم   ........................... ممنون از حضورتان اتنا کوچکی ادامه مطلب
/ 0 نظر / 24 بازدید