بین رویات ناگهان یک شب 

توی خون درد و گریه گرگ شدم

 

تو سقوط مرا نفهمیدی

باختم ؛باختم؛ بزرگ شدم

 

...........................

ممنون از حضورتان

اتنا کوچکی